شکرگزاری ها * ابهامات* سوالات * حرف دل با خـــــدا

سوالات زیادی هست که چرا ... حکمت های زیادی نمی دونم .....تلاش هایی که نتیجه متوجه نشدم و ..

شکرگزاری ها * ابهامات* سوالات * حرف دل با خـــــدا

سوالات زیادی هست که چرا ... حکمت های زیادی نمی دونم .....تلاش هایی که نتیجه متوجه نشدم و ..

بایگانی
آخرین مطالب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۰۲ مرداد ۰۴ ، ۲۰:۰۸
  • ۰ نمایش
  • بنده خدا
  • بنده خدا

ادم های باحال و سخاوتمند دنیا چقدر خوبن❤️
یکی بوده یه نفر براش دوسال کار کرده بعد مریض شده نتونسته بره ولی اون براش هرماه حقوق میریخته  تا دوسال ماهی سه چهار تومن میریخته تا اینکه اون فرد به رحمت خدا میره 
و سال بعد هم اون صاحبکار خیّر هم به رحمت میره 
بعد بعضی ها کارگر براشون کار میکنه یا پولش بالا میکشن کلا نمیدن یا اینکه ناحقی میکنن و کم میدن چقدر تفاوت بین ادم هاست 

بعد جالبه رحی میگه کار خاصی نیست خوب پول داشته 
گفتم خیلی ها دارن اما اب از دستشون نمیچکه نه برای خودشون نه زن و بچه خرج نمیکنن


یا یه نفر بوده که دوتا برادر داشته و همگی متاهل بودن ولی اون دوتا برادرش بچه نداشتن 
این برادر خونه ای که اون دوتا توش ساکن بودن و مال پدرشون بوده رو سهمون برادرها رو ازشون میخره و پولش بهشون میده و اون پول رو براشون میگذاره بانک و هرماه با سودش زندگی میکنن از اونور هم میگه این دوتا برادر و همسرهاشون تا هروقت هستن میتونن تو این خونه زندگی کنن 
خیلی جالبه یه جورایی هم بهشون سرپناه داده هم با سهم خودشون بهشون خرجشون داده 
خیلی روش اش برام جالب و ستودنی بود 

کاش این جور ادما زیاد بشن❤️❤️

 

 

  • بنده خدا
  • بنده خدا
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۹ شهریور ۰۳ ، ۲۱:۰۲
  • ۳۸ نمایش
  • بنده خدا

مهد فضول شوهرخرناز
گفته سه تومن دادن پرسیده به ابی دادن؟ 
من گفتم چی شد این گفت 
رحی گفت نه نمیخواست ببینه اگه ندادن بره بگه 
من گفتم مگه به گفتنه اگه نخوان نمیدن 
مهد فضول اصلا به رحی نمیگفت چیز دادنا ولی برای امار ما خوب بلده بگه عوضی 
قبل رفتن ما به شهر اصلا رح خبر نداشت چی میدن نمیدن همه رو از ما فهمید

  • بنده خدا
  • بنده خدا
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۹ شهریور ۰۳ ، ۲۱:۰۰
  • ۴۱ نمایش
  • بنده خدا
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۹ شهریور ۰۳ ، ۲۰:۵۸
  • ۳۹ نمایش
  • بنده خدا

خدایا چرا جواب رحیییی رو نمیذاری تو کاسش 
تو خدای منی محافظم باش 
دیروز از جلوی رحی تو فلکه رد شدم 
با پیرمردها نشسته بود لب باغچه به حرف زدن
رفتم اون میوه فروش دوره 
در حال میوه برداشتن بودم یه لحظه سرم چرخوندم پشت سرم 
دیدم رحی اشغاااااااال تر از اشغال داره هندونه برمیداره 
پیش خودم گفتم یعنی دنبالم کرده ببینه کجا میرم یا اینکه اتفاقی اونم اومده 
ولی مگه میشه اتفاقی بیاد اون نشسته 

 

  • بنده خدا