- ۰ نظر
- ۰۴ اسفند ۰۴ ، ۰۲:۰۴
- ۱ نمایش
دا خواست مغازه اجاره کنه هی جیغ جیغ کردم وای گرونه گرونه
بعد که بنده خدا بخاطر همین به تاخیر انداخت
دیگه من اومدم رفتیم کلی جا دیدیم
ولی خب از نظر مبلغ اجاره همون با توجه به پول ما
بعد امشب دوباره سر این جیغ جیغ کردم
چرا جلو جلو اجاره دادی اجاره آخرماه پرداخت میشه نه سرماه
که یهو بنده خدا دلش باز شد گفت
سر اجاره هم گفتی این نگیر هی رفتیم اینور اونور دیدددددددی
واقعا از خودم خجالت کشیدم
که چرا آنقدر دخالت کردم
ببین خودش بهم گفت بیا دنبالم
اما من باید فقط میرفتم ولی نظری نمیدادم
باید همون که خودش میخواست تأیید میکردم
دفعه اولم نیست بارها و بارها و بارها
مثلا سر تانک آب خریدن هی گفتم این چیه خریدی بزززززززرگه
بعد که رفتیم محل فروش دیدم اندازش خوبه
الان داریم از همون استفاده میکنیم
و .....
کاش هیچ وقت مانع پیشرفتش نشم
سر رشته تحصیلیاش هم نداشتم بره رشته مورد علاقش
خدایا من ببخش
کمک کن خانواده من ببخشند
خیلی اذیتشون کردم
خیلی تو زندگیشون تأثیر گذاشتم
از جوش های فا که یکبار به رو نیاورد بگه تو گفتی گرمی بخور
از ازد الی 😥
و ...