بعد مردک اون پسرش رو جرئت نداره ازش سوال بپرسه
میگم حقوقش چنده میگه به عمه گفته فلان قدر
میگم چرا به شما نمیگه
میگه من نمیپرسم کار ندارم بپرسم خودش میدونه😐
آدم حسابت نمیکنه ولی ابی یا پول ازش بکش یا حرف😐
- ۰ نظر
- ۱۴ مهر ۰۴ ، ۱۰:۲۸
- ۵ نمایش
بعد مردک اون پسرش رو جرئت نداره ازش سوال بپرسه
میگم حقوقش چنده میگه به عمه گفته فلان قدر
میگم چرا به شما نمیگه
میگه من نمیپرسم کار ندارم بپرسم خودش میدونه😐
آدم حسابت نمیکنه ولی ابی یا پول ازش بکش یا حرف😐
یه مغازه دیگه هم همین قیمت میخرید گفت بیا اینجا بفروشیم من گفتم بذار ببریم همون جا که ازش گوشی خریدیم و بهش گفته بودیم گوشی قبلی میارین میفروشیم انگار یارو اشنام؟! چه سودی برای من داشت این همه راه کوبیدم رفتم اونجا در صورتی مغازه نزدیک دقیقققق همون قیمت میخرید
تازه منع دیگه هم کردم بابا بنده خدا از طرف پول میخواست فقط از طرف یه شماره موبایل داشت
گفتم آدرس داری اگه نریخت بریم اونجا
گفت دوره ولش کن
بنده خدا از بی زبونی نمیخواست
بعد خودم الان داشتم فکر میکردم پول موبایل نریخت ولش کن😐😐😐😐
بیشتر نگرانیم از سرزنش ابی بود که بگه تو گفتی بفروشم و تو گفتی اون مغازه بفروشم
یعنی نگرانی بخاطر ابی بیشتر بود تا بخاطر پول
پس حتما بهانه کردن بچه خرناز
الکیه!!!
پس خودشون هم کنارش هستن
حتما خودشون اینکار میکنن!!!
چرا یهو تا گفتم همون لحظه دیگه هیچی نفرستاد پس کنار دستش بودن
هر چند وقت یکبار هی چندبار پشت هم زنگ میزنه هیچی نمیگه و قطع میکنیم دوباره میگیره😳😳😳 اگه دست بچه است نباید صدای ان و اونی بیاد؟؟؟؟
چرا تا قطع میکنیم همون لحظه باز زنگ میزنه؟
ابی هم هربار گوشی برمیداره با تمام وجود میگه الووووو
فکر میکنه ننه اش کاری داره
هی میگم نمی بینی هیچی نمیگه و بعد میگن دست بچه بوده